رقیق. [ رَ ] ( ع ص ، اِ ) بنده و مملوک. ج ، اَرقاق و رِقاق و قد یطلق علی الجمع. گویند عبید رقیق. ( ناظم الاطباء ). و یستوی فیه الواحد والجمع و قد یجمع علی رِقاق. ( منتهی الارب ). به معنی بنده واحد و جمع دروی یکسان است و بندرت بر رِقاق جمع بسته شود. ( آنندراج ). بنده. ج ، ارقاء. ( مهذب الاسماء ) ( از دهار ) ( از منتهی الارب ). بنده ، برای مفرد و جمع گویند: عبد رقیق و عبید رقیق. و نیز گفته اند آن بر...