رضفة. [ رَ ف َ ] (ع اِ) یکی رَضْف . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). واحد رضف ، یعنی مابین پاچه و دست اسب . (ازناظم الاطباء). و رجوع به رَضْف در معنی اسمی شود.
رضفة. [ رَ ض َ ف َ ] (ع اِ) داغی که به سنگ تفسان کرده باشند. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). داغی که به سنگ تافته کنند. ج ، رَضَف ، رَضَفات . (از اقرب الموارد). || یکی رَضْف ، بمعنی سن...
فرهنگ فارسی
یا رضفه کنده زانو گرد نای زانو عین الرکبه و آن استخوانی است مستدیر الشکل کشگک کاسه زانو