Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رضف

تلفظ بین المللی : /rˈazf/ تلفظ :‌ [R'azf]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رضفه
  • رضفات
  • راف
  • رافائل
  • رافائل دومانس
  • رافادالی
  • رافانوس
  • رافت
  • رافث
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رضف . [ رَ ] (ع مص ) داغ کردن به سنگ تفسان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (ز متن اللغة). || ریخ زدن (دفع کردن فضله ٔ روان و آبکی ): رضف بسلحه . (منتهی الارب ). ریغ زدن . (ناظم الاطباء). || دوتا کردن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ازمتن اللغة). دوتا کردن تکیه گاه را. (ناظم الاطباء).

رضف . [ رَ ] (ع اِ) سنگ تفسانیده . (یادداشت مؤل...

فرهنگ فارسی

سنگ تفسانیده سنگهای تفسیده که شیر را در وی به جوش آرند استخوانهاست در زانو یکی با دیگری پیوسته مانند انگشتهای فراهم آمده در اسب مابین دو پاچه

کلمات مرتبط

  • رضفه
  • رضفات
  • راف
  • رافائل
  • رافائل دومانس
  • رافادالی
  • رافانوس
  • رافت
  • رافث
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات