( رشک آمدن ) رشک آمدن. [ رَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) به رشک آمدن. حسد ورزیدن. حسادت کردن ، که بیشتربا «به » یا «از» آید. ( یادداشت مؤلف ) : ببارید بر چهره چندان سرشک کز آن آمدی ابر و باران به رشک .شمسی ( یوسف و زلیخا ).اگر رشک آید از تو شهر یاران را عجب نبودکه شاهی و جوانی و جوانبختی به هم داری.امیرمعزی.رشکم آید که کسی سیر نظر در تو کندباز گویم که کسی سیر نخواهد بودن.سعدی.رشک آیدم ز مردمک دیده بارهاک...
فرهنگ فارسی
( رشک آمدن ) یا به رشک آمدن . حسد ورزیدن حسادت کردن .