رشک . [ رُ ] (اِ) عقرب . (از انجمن آرا) (از آنندراج ). عقرب و کژدم . (برهان ) (لغت محلی شوشتر،نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ). کژدم . (منتهی الارب ).
تخم شپش.
۱. حسد.
۲. [قدیمی] غیرت؛ حمیت.
(رِ شْ) (اِ.) تخم شپش .
( ~.)(ص .) مردی که ریش انبوه دارد.
(رَ) [ په . ] (اِ.) 1 - حسد، غبطه . 2 - غیرت .
هیجان منفی و ناشی از ناخشنودی و انزجار حاصل از مشاهدۀ پیشرفت و موفقیت دیگری
بخل، غبطه
حمیت، غیرت
حسادت، حسد، حسرت
۱. حسادت، حسد، حسرت
۲. حمیت، غیرت
۳. بخل، غبطه