کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رستۀ-ابلی | کلماتور
معنی کلمه : رستۀ ابلی
تلفظ بین المللی :
/rastˈeje ˈaːbli/
تلفظ :
[Rast'eje 'a:bli]
پیمایش سریع
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
رستۀ آبِلی
رستۀ جمعی
رستۀ حاصل ضرب
رستۀ دوگان
قضیۀ رستۀ بئر
رست
رست کردن
رستا
رستق
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگستان زبان و ادب
رستۀ آبلی
{Abelian category} [ریاضی] یک رستۀ جمعی که هر ریختار آن دارای هسته و هم هسته است و همه ریختارهای Coim f → Im f مربوط به آن یکریختی هستند
کلمات مرتبط
رستۀ آبِلی
رستۀ جمعی
رستۀ حاصل ضرب
رستۀ دوگان
قضیۀ رستۀ بئر
رست
رست کردن
رستا
رستق
نظرات