معنی کلمه : رستۀ آبِلی
فرهنگ فارسی
یک رستۀ جمعی که هر ریختار آن دارای هسته و همهسته است و همه ریختارهای Coim f → Im f مربوط به آن یکریختی هستند

یک رستۀ جمعی که هر ریختار آن دارای هسته و همهسته است و همه ریختارهای Coim f → Im f مربوط به آن یکریختی هستند