کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رای-جویی | کلماتور
معنی کلمه : رای جویی
تلفظ بین المللی :
/rɑj dʒˈaviː/
تلفظ :
[RAj dZ'avi:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سامانۀ جابه جایی ثابت هادی راه
اکسل راد جولیوس
جودیت رایت
پای کسی را از جایی بریدن
پای کسی را به جایی باز کردن
خاک جایی را توبره کردن یا به توبره بردن یا به توبره کشیدن
خاک جایی را خوردن
خاک مرده بر یا روی جایی پاشیدن
در جایی سگ صاحبش را نمی شناسد
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
poll
(اسم)
رای، رای جویی، اخذ رای دسته جمعی، تعداد اراء اخذ اراء، فهرست نامزدهای انتخاباتی، مراجعه به اراء عمومی، راس کلاه
کلمات مرتبط
سامانۀ جابه جایی ثابت هادی راه
اکسل راد جولیوس
جودیت رایت
پای کسی را از جایی بریدن
پای کسی را به جایی باز کردن
خاک جایی را توبره کردن یا به توبره بردن یا به توبره کشیدن
خاک جایی را خوردن
خاک مرده بر یا روی جایی پاشیدن
در جایی سگ صاحبش را نمی شناسد
نظرات