Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راوق کردن

تلفظ بین المللی : /rˈɑveq1 kˈardan/ تلفظ :‌ [R'Aveq1 k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • راوق
  • راوق افشان
  • راوق صیدنانی
  • راوق فروش
  • راوق پذیر
  • راوق گر
  • راوق گری
  • راتق
  • راتق و فاتق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راوق کردن. [ وَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) صاف کردن. پالودن. تصفیه. صاف کردن شراب بوسیله پالونه : مجلس غم ساخته است و من چو بید سوخته تا بمن راوق کند مژگان می پالای من.خاقانی.گرچه صهبا را به بید سوخته راوق کنندبید را کاسات صهبا برنتابد بیش از این.خاقانی.کرده می راوق از اول شب و بازش بصبوح باگلاب طبری از بطرآمیخته اند.خاقانی....

فرهنگ فارسی

صاف کردن . پالودن . تصفیه . صاف کردن شراب بوسیل. پالونه .

کلمات مرتبط

  • راوق
  • راوق افشان
  • راوق صیدنانی
  • راوق فروش
  • راوق پذیر
  • راوق گر
  • راوق گری
  • راتق
  • راتق و فاتق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات