راوق. [ وَ ] ( معرب ، اِ ) راوک. راووق. پالونه. پاتیله. خنور.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). مأخوذ از پارسی «راوک ». ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ). پالونه شراب یعنی جامه و غیره که بآن شراب صاف کنند. ( از صراح اللغة ) ( از رشیدی ) ( غیاث اللغات ). پالونه. ( تفلیسی ) ( شرفنامه منیری ). این کلمه عربیست و تلفظ آن راووق با دو واوست و بمعنی صافی یعنی آنکه بوسیله آن مایعات را تمیز...
فرهنگ عمید
۱. ظرفی که در آن شراب را صاف می کردند، پالونه، راوک. ۲. جام شراب، قدح. ۳. [مجاز] شراب زلال و بی دُرد. ۴. (صفت ) [مجاز] زلال.
فرهنگ معین
(وُ ) [ معر. ] (اِ. ) نک راوَک .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - ظرفی که در آن شراب و شیر را صاف کنند پالونه . ۲ - کاسه شرابخوری .