رازدان. ( نف مرکب ) داننده راز. آگاه بر سخن پوشیده. محرم راز. ( آنندراج ) : شاه جوان را چو تویی رازدان رخ بگشا چون دل شاه جهان.نظامی.چون شمارندم امین و رازدان دام دیگرگون نهم در پیششان.مولوی. || واقف بر اسرار و مطلع به رموزات. ( ناظم الاطباء ). آگاه بر اسرار خلقت و رموز جهان : خدای رازدان کس را ز مخلوق نکرده ست آگه از راز مستّر.ناصرخسرو.ای قدیم رازدان ذوالمنن در ره تو عاجزیم و ممتحن.مولوی.- رازدان...
فرهنگ عمید
داننده راز، واقف بر اسرار: چون شما رندم امین و رازدان / دام دیگرگون نهم در پیششان (مولوی: لغت نامه: رازدان )، خدای رازدان کس را ز مخلوق / نکرده ست آگه از راز مستر (ناصرخسرو: لغت نامه: رازدان ).