راجعة. [ ج ِ ع َ ] (ع ص ) تأنیث راجع. رجوع به راجع شود. || پارگین . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || ناقه ٔ دوم که از بهای ناقه ٔ اول مثل آن خریده باشند. (اقرب الموارد) (آنندراج ) (منتهی الارب ).
راجعة. [ ج ِ ع َ ] (ع ص ، اِ) (تب ...) عبارت است از بیماری عفونی که بواسطه یک عده میکرو ارگانیسم اسپیراله که اسپیرکت نامیده میشود عارض میگردد این اسپیرکت بوسیله شپش...
فرهنگ عمید
راجع#NAME?
= راجع
فرهنگ فارسی
راجع، بازگشت کننده( اسم ) ۱ - مونث راجع . یا تبهای راجعه تبهایی هستند که شبیه تبهای متناوبند با این تفاوت که نظم تبهای نوبه یی را ندارد و چند روزی مریض تب میکند و معالجه میشود مجددا پس از چند روز تب عارض میگردد این حمله تب چند مرتبه ادامه دارد . یا تب راجعه اختصاصا نوعی ناخوشی که بوسیله اسپیروکت در بدن انسان ایجاد میشود . عامل انتقال میکروب این بیماری شپش یا کنه است .عبارتست از بیماری عفونی که بوا...
مترادف و متضاد
revolving(صفت)
گردنده، چرخنده، راجعه، رجعی، دورانی
recurrent(صفت)
عود کننده، راجعه، بازگشت کننده، برگردنده، باز رخدادگر