کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ذاهل | کلماتور
معانی کلمه : ذاهل
تلفظ بین المللی :
/zˈɑhel/
تلفظ :
[z'Ahel]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذائل
ذابل
ذال
ذالغ
ذاهب
ذألان
ذهل
شمر ذاه
عمران ذهلی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ذاهل. [ هَِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ذهول. غافل. بی پروا. فراموش کرده : و وقوع حوادث که در زمان متقدم بوده باشد غافل و ذاهل مانند. ( جامع التواریخ رشیدی ).
یکزمان زین قبله گر ذاهل شوی
سخره هر قبله باطل شوی.
مولوی.
فرهنگ عمید
فراموش کننده، فراموشکار.
فرهنگ معین
(هِ ) [ ع . ] (اِفا. ) فراموش کننده .
فرهنگ فارسی
( اسم ) فراموش کننده فراموشکار .
کلمات مرتبط
ذائل
ذابل
ذال
ذالغ
ذاهب
ذألان
ذهل
شمر ذاه
عمران ذهلی
نظرات