کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیر-شکن | کلماتور
معانی کلمه : دیر شکن
تلفظ بین المللی :
/dˈir ʃˈekan/
تلفظ :
[d'iR S'ekan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
شکن در شکن
شکن دار
جلال الدین بن محمدحسین بت شکن دهکردی اصفهانی
عهدی که در ان اعضای سگ را برای مردگان شخص شکننده پیمان نفرین می کنند
شکنجه و ازار مسلمانان در مکه
ممنوعیت شکنجه در اسلام
ممنوعیت شکنجه در شریعت اسلام
لنگر شانه دار
شانه دار
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دیرشکن. [ ش ِ ک َ ] ( نف مرکب ) مقابل زودشکن و ترد. محکم. قرص. زفت. عسرالرض. عسرةالرض. ( یادداشت مؤلف ). که زود شکسته نشود.
فرهنگ فارسی
مقابل زود شکن و ترد .
کلمات مرتبط
شکن در شکن
شکن دار
جلال الدین بن محمدحسین بت شکن دهکردی اصفهانی
عهدی که در ان اعضای سگ را برای مردگان شخص شکننده پیمان نفرین می کنند
شکنجه و ازار مسلمانان در مکه
ممنوعیت شکنجه در اسلام
ممنوعیت شکنجه در شریعت اسلام
لنگر شانه دار
شانه دار
نظرات