Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دک کردن

تلفظ بین المللی : /dˈak kˈardan/ تلفظ :‌ [d'ak k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا
  • دک و وک کردن
  • غربال درکردن
  • نام درکردن
  • درکردن
  • لاسبیلی درکردن
  • ایش دکردن
  • پی دکردن
  • تاش دکردن
  • تش سر او دکردن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دک کردن. [ دَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول ، دور کردن کسی را به تدبیر. کاری کردن که از آنجا برود. بیرون کردن کسی را که وجودش مخل مقصود است با زرنگی. اخراج کردن به فن. به حیله بیرون کردن. او را به بهانه ای بیرون فرستادن. او را با زرنگی یا زور از جائی بیرون و روانه کردن. کلکش را کندن. راهش انداختن. پنبه اش کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || به نهان و خفا فرستادن در جایی یا دور کردن از جایی. || در مح...

فرهنگ معین

(دَ. کَ دَ ) (مص م . ) (عا. ) کسی را با ترفند از جایی راندن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) دک کردن کسی را وی را ببهانهای از مجلس یا محلی بیرون کردن .

واژه نامه بختیاریکا

پِچِک کندِن

کلمات مرتبط

  • دک و وک کردن
  • غربال درکردن
  • نام درکردن
  • درکردن
  • لاسبیلی درکردن
  • ایش دکردن
  • پی دکردن
  • تاش دکردن
  • تش سر او دکردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات