کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دورانی | کلماتور
معانی کلمه : دورانی
تلفظ بین المللی :
/doːrˈɑni/
تلفظ :
[do:R'Ani]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سهمی وار دورانی
حرکت دورانی
گردش دورانی
پی رنگ دورانی
بیضی وار دورانی
خشک کردن دورانی
خشک کن دورانی
خشک کن دورانی شیب دار
خشک کن دورانی ناهم سو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
دورانی. [ دَ وَ ] ( ص نسبی ) منسوب به دوران. چرخش.
- حرکت دورانی ؛ جنبش چرخشی. حرکت بطور دایره ؛ یعنی دهری و زمانی. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
منسوب به دوران . چرخش .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
revolving (صفت)گردنده، چرخنده، راجعه، رجعی، دورانیrotational (صفت)چرخش، دوار، چرخشی، دورانی، گردش بدورvertiginous (صفت)دورانی، دچار سرگیجه، سرگیجه ای، دوران کننده...
کلمات مرتبط
سهمی وار دورانی
حرکت دورانی
گردش دورانی
پی رنگ دورانی
بیضی وار دورانی
خشک کردن دورانی
خشک کن دورانی
خشک کن دورانی شیب دار
خشک کن دورانی ناهم سو
نظرات