معانی کلمه : بیضی وار دورانی
فرهنگ فارسی
بیضیواری که از دوران یک بیضی حول یکی از محورهایش پدید میآید
فرهنگستان زبان و ادب
{ellipsoid of revolution, spheroid} [ریاضی] بیضی واری که از دوران یک بیضی حول یکی از محورهایش پدید می آید

بیضیواری که از دوران یک بیضی حول یکی از محورهایش پدید میآید