Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دود انگیختن

تلفظ بین المللی : /dˈuːd anɡˈixtan/ تلفظ :‌ [d'u:d ang'ixtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • داد و بیداد راه انداختن
  • دور انداختن
  • دور انداختنی
  • دود
  • دود ایجاد کردن
  • دود داده شده
  • دود دار
  • دود زدن
  • دود مه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دود انگیختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) دود برآوردن. || سوزانیدن و افروختن. ( ناظم الاطباء ).- دود انگیختن از جان کسی ؛ وی را دچار پریشانی و تیرگی خاطر و آزردگی ساختن : آه خاقانی شنو با زلف دودافکن بگوی کاین چه دودست آخر از جان فلان انگیخته.خاقانی.رجوع به دود برانگیختن شود. || تاراج کردن و ویران نمودن و پایمال کردن. || از بیخ برکندن. ( ناظم الاطباء )....

فرهنگ فارسی

دود بر آوردن .

کلمات مرتبط

  • داد و بیداد راه انداختن
  • دور انداختن
  • دور انداختنی
  • دود
  • دود ایجاد کردن
  • دود داده شده
  • دود دار
  • دود زدن
  • دود مه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات