کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دلخوش-کردن | کلماتور
معانی کلمه : دلخوش کردن
تلفظ بین المللی :
/dˈelxoʃ kˈardan/
تلفظ :
[d'elxoS k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دلخور کردن
دستخوش حوادث کردن
دلاور کردن
دخول کردن
درخش کردن
دلخوش
دلخوش کن
سید کاظم دلخوش اباتری
داروی دل خوش کنک و بی اثر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دلخوش کردن. [ دِ خوَش / خُش ک َ دَ ] ( مص مرکب ) شادمان کردن. تسلی دادن و شادمان ساختن. ( ناظم الاطباء ). دلشاد کردن. || راضی و خشنود و قانع کردن :
به انعام خودم دلخوش کن این بار
که انعام تو بر من هست بسیار.
نظامی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دل خوش کردن بر کسی از او خوشنود شدن .
کلمات مرتبط
دلخور کردن
دستخوش حوادث کردن
دلاور کردن
دخول کردن
درخش کردن
دلخوش
دلخوش کن
سید کاظم دلخوش اباتری
داروی دل خوش کنک و بی اثر
نظرات