کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دلاور-کردن | کلماتور
معانی کلمه : دلاور کردن
تلفظ بین المللی :
/delˈɑvar kˈardan/
تلفظ :
[del'AvaR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دلاوری کردن
دلخور کردن
شاخه دار کردن
لکه دار کردن
اسب دار کردن
الوار دار کردن
ابر دار کردن
ابله دار کردن یا شدن
بد داوری کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دلاور کردن. [ دِ وَ ک َ دَ ]( مص مرکب ) دلیر کردن. شجاع گردانیدن. قویدل ساختن : از خاصیتهای زر یکی آن است که دیدار وی چشم را روشن کند و دل را شادمان گرداند و دیگر آنکه مردمان را دلاور کند. ( نوروزنامه ). رجوع به دلاور شود.
فرهنگ فارسی
دلیر کردن . شجاع گردانیدن .
کلمات مرتبط
دلاوری کردن
دلخور کردن
شاخه دار کردن
لکه دار کردن
اسب دار کردن
الوار دار کردن
ابر دار کردن
ابله دار کردن یا شدن
بد داوری کردن
نظرات