( دشوار آمدن ) دشوار آمدن. [ دُش ْ م َ دَ ] ( مص مرکب ) گران آمدن. ناگوار آمدن. خوش نیامدن. شق. مشقة. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) : برادر ما را برکشید وبراستای وی نیکوئیها فرمود... تا ما را دشوار آید. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 214 ). دارم نصیحتی چند اما اندیشم که دشوار آید. ( تاریخ بیهقی ص 61 ). طبع بشریت است... که دشوار آید ایشان را دیدن کسی که مستحق جایگاه ایشان باشد. ( تاریخ بیهقی ). فضل را دشو...