امانتدار. [ اَ ن َ ] ( نف مرکب ) امین و استوار. ( ناظم الاطباء ). کسی که امانت نگاه دارد. ( فرهنگ فارسی معین ). کسی که دارای صفت امانت باشد و هرچه به او سپارند بدون کسر و نقصان بازدهد،و هرچه به او گویند اعاده آن در هیچ جا و هیچوقت جایز نداند و روا نشمارد. ( ناظم الاطباء ) : چو دل را محرم اسرار کردندخموشی را امانتدار کردند.وحشی بافقی.«اثر» آخر بزلف پرفن او نقد دل دادم امانتدار خود کردم ز نادانی پری...
فرهنگ عمید
۱. کسی که مال دیگری را امانت نگه دارد. ۲. کسی در نگه داری امانت، درست کار باشد.