Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : درون شدن

تلفظ بین المللی : /dˈarun ʃˈodan/ تلفظ :‌ [d'aRun S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دروا شدن
  • دون شان
  • درونشد
  • درون
  • درون اندیشی
  • درون ایالتی
  • درون بری
  • درون بینی
  • درون حفره های پیشانی و گونه ها
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

درون شدن. [ دَ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) داخل گردیدن. وارد شدن : نشاید درون نابسغده شدن نباید که نتوانش بازآمدن.ابوشکور.به دروازه شهر درون شده ، به خانه بازشدند. ( تاریخ بیهقی ).دیو و فرشته به خاک و آب درون شددیو مغیلان شد وفریشته زیتون.ناصرخسرو.سپس دین درون شو ای خرگوش که به پرواز بر شده ست عقاب.ناصرخسرو.فرود آمد رقیبان را نشان داددرون شد باغ را سرو روان داد.نظامی....

فرهنگ فارسی

داخل گردیدن وارد شدن

کلمات مرتبط

  • دروا شدن
  • دون شان
  • درونشد
  • درون
  • درون اندیشی
  • درون ایالتی
  • درون بری
  • درون بینی
  • درون حفره های پیشانی و گونه ها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات