درو. [ دَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان باهوکلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار واقع در هشت هزارگزی خاور دشتیاری و 6 هزارگزی جنوب راه مالرو دشتیاری به باهوکلات ، با 150 تن سکنه . آب آن از باران و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8)....
فرهنگ عمید
۱. = درویدن ۲. (اسم مصدر) برش بوتههای جو و گندم یا گیاهان دیگر از روی زمین با داس یا ماشین درو. 〈 درو کردن: (مصدر متعدی) بریدن گیاهان از روی زمین با داس یا ماشین درو؛ درویدن.
۱. = درویدن۲. (اسم مصدر ) برش بوته های جو و گندم یا گیاهان دیگر از روی زمین با داس یا ماشین درو.* درو کردن: (مصدر متعدی ) بریدن گیاهان از روی زمین با داس یا ماشین درو، درویدن....
فرهنگ معین
(دِ رُ ) (اِمص . ) بریدن ساقه های گندم ، برنج و مانند آن .
فرهنگ فارسی
برش بوته های جووگندم یاگیاههای دیگراززمین ( اسم ) چیدن غله بریدن علف یا غله ( رسیده یا نیم رسیده ) با داس حصاد . دهی است از دهستان باهو کلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار واقع در هشت هزار گزی خاور دشتیاری و ۶ هزار گزی جنور راه مالرو دشتیاری به باهوکلات
دانشنامه عمومی
درو ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:سارا درودرو بریموردرو مک اینتایرwiki: کومونه در ایتالیا است که در ترنتینو واقع شده است. درو ۲۷ کیلومتر مربع مساحت و ۴٬۰۳۰ نفر جمعیت دارد و ۱۲۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.فهرست شهرهای ایتالیاشهر Szikszó خواهرخواندهٔ درو (ترنتینو) هست.wiki: درو (ترنتینو)...
[ویکی فقه] دِرو به معنای چیدن غَلّه و مانند آن است. عنوان درو، در باب زکات به کار رفته است.بنابر مشهور، دادن مقداری گندم و جو به فقیر ی که هنگام درو کردن در مزرعه حاضر می شود، مستحب است. برخی قدما آن را واجب دانسته اند. زمان اخراج زکات گندم و جوزمان وجوب اخراج زکات گندم و جو (که مأمور جمع آوری زکات می تواند آن را مطالبه کند و زکات دهنده در صورت تأخیر، ضامن خواهد بود) پس از درو کردن و جدا سازی آن ا...
واژه نامه بختیاریکا
( درو * ) آوای کشتگر برای برای راندن حیوانات به سمت پایین ( دِرَو ) در آ؛ پیاده شو؛ بیرون بیا ( دَرَو ) در آب؛ از روشهای ماهیگیری شبیه روش لوچ با این تفاوت که در این روش یک جوی فرعی ایجاد و سپس دو سر آن بسته شده و ماهی ها محصور و به دام می افتند؛ دِری