Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ درهم انداختن

تلفظ بین المللی : /dˈarham andˈɑxtan/ تلفظ :‌ [d'aRham and'Axtan]
مترادف و متضاد
  • درهم گیر انداختن
  • درهم
  • درهم امیختگی
  • درهم باز شدن
  • درهم بافته شدن
  • درهم برهم
  • درهم دریدن
  • درهم دریده
  • درهم ریخته
مترادف و متضاد

مترادف و متضاد

engage (فعل)
مشغول کردن، گرفتن، از پیش سفارش دادن، نامزد کردن، استخدام کردن، بکار گماشتن، متعهد کردن، درهم انداختن، گیر دادن، گرو گذاشتن، گرو دادن، قول دادن، نامزد گرفتن، عهد کردن

کلمات مرتبط

  • درهم گیر انداختن
  • درهم
  • درهم امیختگی
  • درهم باز شدن
  • درهم بافته شدن
  • درهم برهم
  • درهم دریدن
  • درهم دریده
  • درهم ریخته
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات