کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه درست-کردار | کلماتور
معانی کلمه : درست کردار
تلفظ بین المللی :
/dˈorost kˈerdɑr/
تلفظ :
[d'oRost k'eRdAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
درست کرداری
دست بردار
درست
درست ادا نشده
درست بیان نردن
درست خمیر کردن
درست رفتار نکردن
درست رفتار کردن
درست ساختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
درست کردار. [ دُ رُک ِ ] ( ص مرکب ) درستکار. راست کردار. ( آنندراج ). استوار کار. || امین. ( ناظم الاطباء ). معتمد.
فرهنگ عمید
درستکار#NAME?
= درستکار
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه کارهایش به راستی و درستی انجام گیرد درست کردار . ۲ - امین و معتمد .
درستکار راست کردار استوار کار
کلمات مرتبط
درست کرداری
دست بردار
درست
درست ادا نشده
درست بیان نردن
درست خمیر کردن
درست رفتار نکردن
درست رفتار کردن
درست ساختن
نظرات