کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه در-گیر-کردن-یا-شدن | کلماتور
معنی کلمه : در گیر کردن یا شدن
تلفظ بین المللی :
/dˈar ɡˈir kˈardan jɑː ʃˈodan/
تلفظ :
[d'aR g'iR k'aRdan jA: S'odan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
سر گاو در یا توی خمره گیر کردن
در هم گیر کردن
درگیر کردن
دلگیر کردن
ضربه گیر درِ موتور
از گیر در اوردن
از گیر یا گوریدگی در اوردن
در لجن گیر افتادن
سخت گیر در انضباط خشک
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
involve
(فعل)
وارد کردن، گیر انداختن، پیچیدن، گرفتار کردن، مستلزم بودن، گرفتار شدن، پیچیده شدن، در گیر کردن یا شدن
کلمات مرتبط
سر گاو در یا توی خمره گیر کردن
در هم گیر کردن
درگیر کردن
دلگیر کردن
ضربه گیر درِ موتور
از گیر در اوردن
از گیر یا گوریدگی در اوردن
در لجن گیر افتادن
سخت گیر در انضباط خشک
نظرات