کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه از-گیر-در-اوردن | کلماتور
معنی کلمه : از گیر در اوردن
تلفظ بین المللی :
/az ɡˈir dˈar ovˈordan/
تلفظ :
[az g'iR d'aR ov'oRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
از گیر یا گوریدگی در اوردن
قرار گیری پاها در سطحی بالاتر از بدن
از این گوش می گیره از اون گوش در می کنه
دیواری از دیوار من کوتاه تر گیر نیاوردی
زامه گیری از بیضه
شماره گیری مستقیم از بیرون
اندازه گیری از دور
از خود راضی گری
از روی خرده گیری صحبت کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
unravel (فعل)حل کردن، از هم باز کردن، از گیر در اوردنdisengage (فعل)باز کردن، از قید رها کردن، از گیر در اوردنdisentangle (فعل)رها کردن، باز کردن، از گیر در اوردن...
کلمات مرتبط
از گیر یا گوریدگی در اوردن
قرار گیری پاها در سطحی بالاتر از بدن
از این گوش می گیره از اون گوش در می کنه
دیواری از دیوار من کوتاه تر گیر نیاوردی
زامه گیری از بیضه
شماره گیری مستقیم از بیرون
اندازه گیری از دور
از خود راضی گری
از روی خرده گیری صحبت کردن
نظرات