کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دایر-بودن | کلماتور
معنی کلمه : دایر بودن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑjer bˈuːdan/
تلفظ :
[d'AjeR b'u:dan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خنده دار بودن
دنباله دار بودن
لکه دار یا بدنام کردن
پیستون بدنه چاک دار
دار و خال بردن
دایر
دایر رجینالد
دایر شدن
دایر کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
operate (فعل)قطع کردن، عمل کردن، بکار انداختن، اداره کردن، گرداندن، راه انداختن، بفعالیت واداشتن، بهره برداری کردن، دایر بودن، عمل جراحی کردنrun (فعل)اداره کردن، نشان دادن، ادامه دادن، راندن، جاری شدن، دویدن، پیمودن، دایر بودن، پخش شدن، دوام یافتن، پوییدن...
کلمات مرتبط
خنده دار بودن
دنباله دار بودن
لکه دار یا بدنام کردن
پیستون بدنه چاک دار
دار و خال بردن
دایر
دایر رجینالد
دایر شدن
دایر کردن
نظرات