کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داوطلبی | کلماتور
معانی کلمه : داوطلبی
تلفظ بین المللی :
/dˌɑːvtalˈabi/
تلفظ :
[d,A:vtal'abi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
ساختمان گروه داوطلبی موسیقی نظامی جورج ن پارکس
مشاوره و آزمایش داوطلبانه
داوطلب خدمت سربازی
داوطلب شدن
داوطلب کار یا مقام
سرباز داوطلب
داوطلب
داوطلبانه
مشاوره و ازمایش داوطلبانه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
داوطلبی. [ طَ ل َ ] ( حامص مرکب ) عمل داوطلب . خواستاری پیشی جوئی در امری بر دیگران. دل انگیزی.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به داوطلب شدن . قشون داوطلبی .
مترادف و متضاد
candidacy
(اسم)
نامزدی، کاندید، داوطلبی
candidature
(اسم)
نامزدی، داوطلبی
candidate ship
(اسم)
نامزدی، داوطلبی
کلمات مرتبط
ساختمان گروه داوطلبی موسیقی نظامی جورج ن پارکس
مشاوره و آزمایش داوطلبانه
داوطلب خدمت سربازی
داوطلب شدن
داوطلب کار یا مقام
سرباز داوطلب
داوطلب
داوطلبانه
مشاوره و ازمایش داوطلبانه
نظرات