کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داوطلبانه | کلماتور
معانی کلمه : داوطلبانه
تلفظ بین المللی :
/dˌɑvtalabˈɑneː/
تلفظ :
[d,Avtalab'Ane:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
مشاوره و آزمایش داوطلبانه
مشاوره و ازمایش داوطلبانه
رایانش داوطلبانه
سازمان فرزندپروری داوطلبانه
کار داوطلبانه
کار داوطلبانه جمعی
داوطلبان خارجی در جنگ دوم بوئر
سازمان داوطلبان ایرلندی
هنگ 79 داوطلبان پیاده نظام نیویورک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
داوطلبانه. [ طَ ل َ ن َ / ن ِ ] ( ق مرکب ) بطور داوطلب. دوطلبانه ( در تداول مردم قزوین ).
فرهنگ عمید
به میل و ارادۀ خود، به طریق داوطلبی.
فرهنگ فارسی
بطور داوطلب بنحو داو طلب : ( داو طلبانه وارد جنگ شد ) .
مترادف و متضاد
voluntary
(صفت)
اختیاری، ارادی، داوطلبانه، به خواست
کلمات مرتبط
مشاوره و آزمایش داوطلبانه
مشاوره و ازمایش داوطلبانه
رایانش داوطلبانه
سازمان فرزندپروری داوطلبانه
کار داوطلبانه
کار داوطلبانه جمعی
داوطلبان خارجی در جنگ دوم بوئر
سازمان داوطلبان ایرلندی
هنگ 79 داوطلبان پیاده نظام نیویورک
نظرات