کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داو-زدن | کلماتور
معانی کلمه : داو زدن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑv zˈadan/
تلفظ :
[d'Av z'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
سگ دو زدن
با گلوله کمانه دار زدن
حرف کنایه دار زدن
داد زدن
داغ زدن
داغ ننگ زدن بر
دوا زدن
دار زدن
با یک تیر دو نشان زدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
داوزدن. [ زَ دَ ] ( مص مرکب ) بنوبت بازی کردن.
- داوتمامی زدن ؛ ادعای کمال کردن. دعوی کمال کردن.
فرهنگ معین
(زَ دَ ) (مص ل . ) ۱ - به نوبت خود بازی کردن . ۲ - ادعای امری کردن . ۳ - نقش نشستن به مراد، به هدف رسیدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - بنوبت خود بازی کردن . ۲ - ادعای امری کردن . ۳ - نقش نشستن به مراد بهدف رسیدن .
کلمات مرتبط
سگ دو زدن
با گلوله کمانه دار زدن
حرف کنایه دار زدن
داد زدن
داغ زدن
داغ ننگ زدن بر
دوا زدن
دار زدن
با یک تیر دو نشان زدن
نظرات