Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دان

تلفظ بین المللی : /dˈɑn/ تلفظ :‌ [d'An]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • دأن
  • دان دان
  • دان ایرین
  • دان جان
  • دان رود
  • دان لیری
  • دان پوش
  • دان دلیلو
  • دان دادن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیفرهنگ اسم هامترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

دان . (ع اِ) تلفظ عامیانه ٔ اذن ، به معنی گوش . (دزی ج 1 ص 420). در تداول عامه ٔ عراق ذان گفته میشود.

دان . (اِخ ) نام محقق و مورخی است که در خصوص تاریخ سری منسوب به پروکوپ (پروکوپیوس ) رومی تحقیق کرده است و باثبات رسانیده که تاریخ مذکور ریخته ٔ قلم پروکوپ است وعقاید دیگران...

فرهنگ عمید

۱. =دانستن
۲. داننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آداب‌دان، بسیاردان، تاریخ‌دان، حسابدان، سخندان، غیب‌دان، قدردان، موسیقی‌دان، نکته‌دان.

جا؛ مکان؛ ظرف (در ترکیب با کلمۀ دیگر): آبدان، آتشدان، پیه‌دان، چایدان، چینه‌دان، روغندان، زهدان، سرمه‌دان، سوزندان، شمعدان، کاهدان، گلدان، نمکدان، یخدان.

۱. خوراکی از گندم و ارزن و مانند آن که به پرندگان می‌دهند.۲. [قدیمی] تخم‌ گیاه: ◻︎ فراخی در جهان...

فرهنگ معین

(اِ.) 1 - دانه . 2 - بذر گیاه . ؛ ~ پاشیدن کنایه از: تطمیع کردن و به جانب خود آوردن .

1 - ریشة دانستن . 2 - (فع .) مفرد امر حاضر از «دانستن » 3 - (ص فا.) در ترکیبات به معنی «داننده » آید: حساب دان ، ریاضی دان . قدردان .

۱ - ریشة دانستن . ۲ - (فع . ) مفرد امر حاضر از «دانستن » ۳ - (ص فا. ) در ترکیبات به معنی «داننده » آید: حساب دان ، ریاضی دان . قدردان . (اِ. ) ۱ - دانه . ۲ - بذر گیاه ...

فرهنگ فارسی

نامی است که به بسیاری از پادشاهان اساطیری دانمارک داده اند و یکی از آنانرا جد اعلای دانمارکیان دانند.آبدان، آتشدان، پیه دان، چینه دان، پسوند آخرکلمه، دانه، هسته، تخم گیاه، تخم میوه، پرندگان میخورندپسوند مکان : آبدان آ تشدان چایدان چینه دان روغن دان زاهدان سرمه دان سوزن دان شمعدان قنددان قهوهدان کاهدان گلدان قلمدان جامه دان نمکدان یخدان .صورت و تلفظ اوستائی کلم. دین است...

دانشنامه عمومی

دان (آلمان). شهر دان در ایالت راینلند-فالتز در کشور آلمان واقع شده است.آلمانفهرست شهرهای آلمانwiki: ابوالفضل جلیلی محصول سال ۱۳۷۶ است.جایزه ویژه هیأت داوران بهترین فیلم جشنواره بین المللی فیلم سن سباستین ـ دوره چهل و ششم (اسپانیا)جشنواره فیلم فجر ـ دوره شانزدهمجشنواره فیلم رشد ـ دوره بیست و هشتمجشنواره بین المللی فیلم توکیو ـ دوره یازدهمجشنواره بین المللی فیلم پوسان ـ دوره سومجشنواره بین المللی ...

گویش مازنی

مخفف دهان

/daan/ مخفف دهان

فرهنگ اسم ها

اسم: دان (پسر) (عبری)
معنی: قاضی، داور نام یکی از پسران یعقوب ( ع )

مترادف و متضاد

grain (اسم)
ذره، جو، خرده، شاخه، حالت، دانه، حبوبات، حبه، حب، غله، چنگال، رنگ، رگه، مشرب، دان، تفاله حبوبات، یک گندم معادل 0/0648 گرم

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی دَانٍ: نزدیک - در دسترسمعنی مَدِینِینَ: جزا داده شدگان (کلمه مدینین به معنای مجزیین - جزا دادهشدگان است ، از ماده دان - یدین است ، که معنای جزی - یجزی را میدهد ، درعبارت "فَلَوْلَا إِن کُنتُمْ غَیْرَ مَدِینِینَ تَرْجِعُونَهَا إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ "میفرماید : پس چرا او را بر نمیگردانید اگ...ریشه کلمه: دنو (۱۳۳ بار)«دان» در اصل «دانی» و به معنای نزدیک است.wikialkb: دَان...

کلمات مرتبط

  • دأن
  • دان دان
  • دان ایرین
  • دان جان
  • دان رود
  • دان لیری
  • دان پوش
  • دان دلیلو
  • دان دادن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات