کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دام-کشیدن | کلماتور
معانی کلمه : دام کشیدن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑm keʃˈidan/
تلفظ :
[d'Am keS'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
داد کشیدن
دم کشیدن
دامن در کشیدن
دار کشیدن
داغ کشیدن
دامن کشیدن
داو کشیدن
دم در کشیدن
ملانصرالدین کاری نداشت سوزن به تخمش می زد داد می کشید
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
دام کشیدن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دام نهادن. دام گستردن. تله نهادن. دام نهادن. ( از غیاث اللغات ذیل دام ). || برداشتن دام. || نجات بخشیدن گرفتاری را.
فرهنگ فارسی
دام نهادن
کلمات مرتبط
داد کشیدن
دم کشیدن
دامن در کشیدن
دار کشیدن
داغ کشیدن
دامن کشیدن
داو کشیدن
دم در کشیدن
ملانصرالدین کاری نداشت سوزن به تخمش می زد داد می کشید
نظرات