کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه داخیدن | کلماتور
معانی کلمه : داخیدن
تلفظ بین المللی :
/dˈɑxidˌan/
تلفظ :
[d'Axid,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
دامیدن
داویدن
دامیدنده
دامیدنی
دانیدن
دایدنسهاوزن
نیکولای داویدنکو
رام دادن
راه دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
داخیدن. [ دَ ] ( مص ) از هم جدا کردن. ( برهان ). پشم و پنبه از هم جدا کردن. پراکنده کردن. ( انجمن آرا ). || نظر بر چیزی افکندن. دیده ور شدن. ( برهان ).
فرهنگ عمید
۱. ازهم جدا کردن چیزی، پراکنده کردن.
۲. نظر به چیزی انداختن و دیده ور شدن.
کلمات مرتبط
دامیدن
داویدن
دامیدنده
دامیدنی
دانیدن
دایدنسهاوزن
نیکولای داویدنکو
رام دادن
راه دادن
نظرات