معانی کلمه : راه دادن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل . ) رخصت دادن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - باز کردن راه برای عبور کسی بیک سو شدن جهت عبور و مرور . ۲ - اذن دخول و خروج دادن .
اصطلاحات
معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> راه دادن
تحویل گرفتن، پذیرفتن پیشنهاد، پا دادن
تحویل گرفتن، پذیرفتن پیشنهاد، پا دادن
مترادف و متضاد
admit (فعل)
واگذار کردن، رضایت دادن، پذیرفتن، تصدیق کردن، راضی شدن، دادن، اقرار کردن، راه دادن، بار دادن، زیر بار رفتن، اعطاء کردن
