خوش منظر. [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ظَ ] ( ص مرکب ) خوب چهره. نیک سیما. نیکودیدار. ( ناظم الاطباء ). خوش نما. خوب دیدار. ( یادداشت مؤلف ). خوبروی : که دریافتم حاتم نامجوی هنرمند و خوش منظر و خوبروی.سعدی ( بوستان ).|| با منظره خوب. با چشم انداز نیکو. خوش منظره : و صباح از عکس جمال حورالعینش خوش منظر. ( ترجمه محاسن اصفهان ). ابوعلی محمد مردی فاضل بوده است و بغایت پرهیزگار و خوش محاوره و خوش منظر. ( تاری...
فرهنگ عمید
۱. خوش سیما، زیبا. ۲. خوش نما، خوش منظره.
فرهنگ فارسی
( صفت ) نیک منظر خوب صورت نیکو چهره .
دانشنامه عمومی
خوش منظر، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی ایران است. این روستا در دهستان آلاداغ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۴۷ نفر (۶۰خانوار) بوده است.