خوش . [ خ َ ] (ع اِ) تهیگاه . خاصره خواه از انسان باشد و یا غیر انسان . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ).
( ~.) (ص .) خشک ، خشکیده .
(خُ) [ په . ] (ص .) 1 - خوب ، نیک . 2 - شاد، شادمان .
( ~.) (اِ.) = خوشه . خشو: 1 - مادر زن . 2 - مادر شوهر.
بوسه – ماچ
صفت ≠ بد
خوب، نیکو، نیک
۱. خوب، نیکو، نیک ≠ بد
۲. خشنود، خوشحال، خوشدل، شاد، شادمان، مبتهج، مسرور ≠ ناخوش، ناشاد
۳. باصفا، خرم، مصفا، نزه ≠ بیصفا، بیطراوت
۴. شیرین، نغز
۵. آسوده، بیخیال، سرحال، مرفه ≠ ناآسوده
۶. مهنا
۷. بدیع، زیبا
۸. بوسه، ماچ
۹. قبله