Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوش قریحه

تلفظ بین المللی : /xoʃq1arˈiheː/ تلفظ :‌ [xoSq1aR'ihe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زن خوش قریحه
  • خوش قریحگی
  • خوشقریحه
  • خوش
  • خوش آب وهوا
  • خوش آهنگ
  • خوش آواز
  • خوش اخلاق
  • خوش اشتها
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خوش قریحه. [ خوَش ْ / خُش ْ ق َ ح َ / ح ِ ] ( ص مرکب ) باقریحه. مستعد. با قریحه خوب. بااستعداد.

فرهنگ فارسی

با قریحه مستعد

مترادف و متضاد

باذوق، ذوقمند، خوش‌طبع، ظریف‌طبع ≠ بدقریحه، بی‌ذوق، کج‌ذوق

talented (صفت)
مستعد، باهنر، نعمت خدا داده، خوش طبع، خوش ذوق، خوش قریحه، درون داشت

gifted (صفت)
خوش طبع، خوش ذوق، پیشکشی، خوش قریحه

کلمات مرتبط

  • زن خوش قریحه
  • خوش قریحگی
  • خوشقریحه
  • خوش
  • خوش آب وهوا
  • خوش آهنگ
  • خوش آواز
  • خوش اخلاق
  • خوش اشتها
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات