کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خوش-آمدن | کلماتور
معنی کلمه : خوش آمدن
تلفظ بین المللی :
/xˈoʃ ɑmˈadan/
تلفظ :
[x'oS Am'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خوش امدن
خوش بر سر پا آمدن
خون امدن از
خروش آمدن
خروش امدن
خوب آمدن
خوب امدن
خون آمدن
خون از بینی آمدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
خوش آمدن . [ خوَش ْ / خُش ْ م َ ] (مص مرکب ) مطبوع آمدن . مورد پسند قرار گرفتن . نیکو آمدن . مورد پذیرش آمدن . ملایم طبع قرار گرفتن . مایه ٔ لذت بردن شدن : ستایش خوش آید همه خلق راولی سست باشند گاه کرم . ابوشکور (از صحاح الفرس ).بخندید گرسیوز نامجوی همانا خوش آمدْش گفتار اوی . فردوسی .چنان خوش آید بر گوش تو سؤال کجابگوش مردم دل مرده بانگ رود حزین . فرخی .چون عبداﷲبن سلیمان آن نامه بخوانداو دوست ع...
کلمات مرتبط
خوش امدن
خوش بر سر پا آمدن
خون امدن از
خروش آمدن
خروش امدن
خوب آمدن
خوب امدن
خون آمدن
خون از بینی آمدن
نظرات