کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خوب-آمدن | کلماتور
معنی کلمه : خوب آمدن
تلفظ بین المللی :
/xˈuːb ɑmˈadan/
تلفظ :
[x'u:b Am'adan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خوب امدن
خون امدن از
خواب آمدن
خواب امدن
خوش آمدن
خوش امدن
خوش بر سر پا آمدن
خون آمدن
خون از بینی آمدن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
خوب آمدن . [ م َ دَ ] (مص مرکب ) خوش آمدن . پسندیده آمدن . نیکو آمدن . (یادداشت بخط مؤلف ) : کبت نادان بوی نیلوفر بیافت خوبش آمد سوی نیلوفر شتافت . رودکی .مرا گفت خوب آمد این رای توبه نیکی گراید همی پای تونبشته من این نامه ٔ پهلوی بپیش تو آرم مگر نغنوی . فردوسی .سخت خوب آید این دو بیت مراکه شنیدم ز شاعری استاد. فرخی .هرچند بدین سعتریان درنگرم من حقا که بچشمم ز همه خوبتر آیی . منوچهری .- خوب آمدن ...
کلمات مرتبط
خوب امدن
خون امدن از
خواب آمدن
خواب امدن
خوش آمدن
خوش امدن
خوش بر سر پا آمدن
خون آمدن
خون از بینی آمدن
نظرات