معانی کلمه : خورده کریز
لغت نامه دهخدا
خورده کریز. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ ک ُ ] ( ص مرکب )کریزخورده. چشته خور. ( یادداشت مؤلف ) :
همی برآیم باآنکه برنیاید خلق
و برنیایم با روزگار خورده کریز.رجوع به کریزخوردن شود.
همی برآیم باآنکه برنیاید خلق
و برنیایم با روزگار خورده کریز.رجوع به کریزخوردن شود.
فرهنگ فارسی
کریز خورده چشته خور
