کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خورده-و-برده | کلماتور
معانی کلمه : خورده و برده
تلفظ بین المللی :
/xˈordeː vˈa bˈordeː/
تلفظ :
[x'oRde: v'a b'oRde:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
خورد و برد
خورد و برد کردن
خورده برده
از نخورده بگیر بده به خورده
خورده و ریز دانه های ناشی از اره کشیدن
مثل سگ پاسوخته یا سگ سوزن خورده این طرف و ان طرف رفتن یا دویدن
شکسته ضرب خورده و زخمی
زد و خورد
زد و خورد کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خورده و برده. [ خوَرْ / خُرْ دَ / دِ وُ ب ُ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ، از اتباع ) خورده برده. رجوع به خورده برده شود.
فرهنگ فارسی
خورده برده
کلمات مرتبط
خورد و برد
خورد و برد کردن
خورده برده
از نخورده بگیر بده به خورده
خورده و ریز دانه های ناشی از اره کشیدن
مثل سگ پاسوخته یا سگ سوزن خورده این طرف و ان طرف رفتن یا دویدن
شکسته ضرب خورده و زخمی
زد و خورد
زد و خورد کردن
نظرات