Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوب سرشت

تلفظ بین المللی : /xˈuːb sˈereʃt/ تلفظ :‌ [x'u:b s'eReSt]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خوب سرشته نشده
  • خوش سرشت
  • خاک با خون سرشتن
  • خوش سرشتی
  • خوبسرشت
  • خاک با خون سرش
  • خوب
  • خوب انجام شده
  • خوب بودن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خوب سرشت. [ س ِ رِ ]( ص مرکب ) خوش طبیعت. خوش طینت. خوش ساخته :
در گشادی و درشدی ببهشت
دیدی آن نقشهای خوب سرشت.

فرهنگ فارسی

خوش طبیعت خوش طینت

کلمات مرتبط

  • خوب سرشته نشده
  • خوش سرشت
  • خاک با خون سرشتن
  • خوش سرشتی
  • خوبسرشت
  • خاک با خون سرش
  • خوب
  • خوب انجام شده
  • خوب بودن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات