کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خواست-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خواست کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈɑst kˈardan/
تلفظ :
[x'Ast k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
نشست و خاست کردن
خجالت زده کردن
خات خاتی کاردن
خواست
خواست برگ
خواست دادن
خواست قدرت
خواست اکسیژن زیست شیمیایی
خواست اکسیژن شیمیایی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
خواست کردن. [ خوا / خا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) طلبیدن. خواستن :
هر یکی از وی مرادی خواست کرد
جمله را وعده بداد آن نیکمرد.
مولوی.
فرهنگ فارسی
طلبیدن خواستن
کلمات مرتبط
نشست و خاست کردن
خجالت زده کردن
خات خاتی کاردن
خواست
خواست برگ
خواست دادن
خواست قدرت
خواست اکسیژن زیست شیمیایی
خواست اکسیژن شیمیایی
نظرات