خوابگه. [ خوا / خا گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) خوابگاه. خانه ای که در آن خوابند. اطاق خواب. جای آرامیدن. جای لمیدن. جای استراحت. جای آرامش : چو سوگند شد خورده برخاستندسوی خوابگه رفتن آراستند.فردوسی.چو بازارگانش فرودآوریدمر او را یکی خوابگه برگزید.فردوسی.مگر ز خوابگه شیر برگرفتی صیدمگر ز بازوی سیمرغ بازکردی پر.فرخی.چو زی خوابگه شد یل نامداربیامد همانگه نگهبان بار.( گرشاسب نامه ).دگر گفت چون جان آشفتگان یک...