خواب گزاری. [ خوا / خا گ ُ ] ( حامص مرکب )
تعبیر خواب. خواب گذاری. ( یادداشت بخط مؤلف ) : جولاهه گفت : ای پادشاه من مردی جاهل جولاهم و خواب گزاری مقام هر پیغمبر نیست. ( مرزبان نامه ). || حکایت رؤیای خود. ( یادداشت بخط مؤلف ). || خواب. عمل خوابیدن. ( یادداشت مؤلف ).