کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خمکده | کلماتور
معانی کلمه : خمکده
تلفظ بین المللی :
/xamkˈadeː/
تلفظ :
[xamk'ade:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
تیر یا الوار خمیده و کج
خط خمیده انحناء
خمیده به عقب
خمیده بودن
خمیده شدن
خمیده کردن
خمیدهقامت
خمیدهپشت
دارای پنجه خمیده به داخل
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خمکده. [ خ ُ ک َ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) می خانه. شرابخانه. ( ناظم الاطباء ) ( برهان قاطع ) ( از فرهنگ جهانگیری ) :
در خمکده زن نقب که در طاق فلک صبح
هم نقب زد و مرغ بر آن داد گوایی.
خاقانی.
فرهنگ عمید
خمخانه#NAME?
= خمخانه
مترادف و متضاد
خمخانه، خمستان، شرابخانه، شرابکده، رسومات
کلمات مرتبط
تیر یا الوار خمیده و کج
خط خمیده انحناء
خمیده به عقب
خمیده بودن
خمیده شدن
خمیده کردن
خمیدهقامت
خمیدهپشت
دارای پنجه خمیده به داخل
نظرات