کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خمیده-شدن | کلماتور
معانی کلمه : خمیده شدن
تلفظ بین المللی :
/xamˈideː ʃˈodan/
تلفظ :
[xam'ide: S'odan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی خایه شدن
خبیره شدن
دبه خایه شدن
خمیده
خمیده به عقب
خمیده بودن
خمیده کردن
خمیده رو
خمیده چوب
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خمیده شدن. [ خ َ دَ / دِ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) منحنی شدن. خم شدن. دولا شدن. انحناء. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فرهنگ فارسی
منحنی شدن خم شدن
مترادف و متضاد
bow
(فعل)
خم شدن، تعظیم کردن، سرتکان دادن، خم کردن، خمیدن، سر فرود اوردن، خمیده شدن، سجود کردن
کلمات مرتبط
بی خایه شدن
خبیره شدن
دبه خایه شدن
خمیده
خمیده به عقب
خمیده بودن
خمیده کردن
خمیده رو
خمیده چوب
نظرات