کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خزمک | کلماتور
معنی کلمه : خزمک
تلفظ بین المللی :
/xazˈamak/
تلفظ :
[xaz'amak]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
سایه خزک
قره خزک
گوش خزک
خمکده
خزوک
خمک
خامکار
خرمک
خزم
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خزمک. [خ َ م َ ] ( اِ ) مهره ای بود کودکان را از بهر چشم بد بندند خزریان فروشند دو سه رنگ بود. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ) :
ترسم چشمت رسد که سخت حقیری
چونکه نه بندند خزمکت بگلو بر.
منجیک.
کلمات مرتبط
سایه خزک
قره خزک
گوش خزک
خمکده
خزوک
خمک
خامکار
خرمک
خزم
نظرات